پنجشنبه 20 اسفند 1388  09:30 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته ها ،) توسط: آرش کامران

اطلاعیه:دوستان عزیز از این پس میتوانید وبلاگ منو با آدرس  www.arash-kamran.tk باز کنید
در ضمن دوباره عرض میکنم به دلایل نا معلوم وبلاگم با مرورگر فایر فاکس باز نمیشود
سلام به همه
امیدوارم حالتون خوب باشه
از چندی پیش تصمیم داشتم تا وقتی بازیکنای پرسپولیس برای بازی با ملوان میان رشت برم و از نزدیک ببینمشون
با پرس و جو از چندین عامل نفوذی متوجه زمان و اسم پرواز شدم...
بالاخره ساعت 5 با فرزین (دوستم ) راه افتادیم...قرار بر این شد که من برای سپهر حیدری و اون هم برای محسن خلیلی که البته بعدش گویا جو گرفتتشو گل و داد به شیث گل  بگیریم
ساعت 5.5 رسیدیم و متوجه شدیم چون ایران مملکت گل و بلبله پروازشون 1 ساعتی تاخیر داره..
بالاخره تا ساعت 6.5 صبر کردیم اومدن...اولش پلیس فرودگاه اجازه نمیداد ما بریم به محوطه ای که بازیکنا بودن..ولی بالاخره با فریاد های هوادارنی که تعدادشون به 50 نفر میرسید  درو  باز کردن
یادمه قبلا که بچه بودیم خیلی دوست داشتیم تا از اشخاص معروف امضا داشته باشیم..ولی الان دیگه  نه..پیر شدیم دیگه.....
گل و دادم به سپهر..کلی تشکر کرد و گفت مرسی عزیزم و......
کریم باقری هم که معلوم نبود چش بود..خیلی عصبانی بود
محسن خلیلی هم خیلی مظلوم شده بود..بهش گفتم آقای خلیلی ما که هر چقدر توی یاهو پی ام میدیم جوابمون و نمیدین ( آی دی نمیدما....قول دادم)
علیرضا حقیقی هم که خیلی از دخترا دورش کرده بودن رفتاره سنگینی داشت
شیث هم که طبق معمول غر میزد..ولی خیلی دوست داشتنی بود....
بقیه هم که نخودی بودن و کسی کارشون نداشت
من به شخصه از سپهر و شیث خیلی خوشم اومد..هم رفتارشون هم طرز حرف زدنشون



بقیه عکس ها در ادامه مطلب
بقیه عکس ها در ادامه مطلب
بقیه عکس ها در ادامه مطلب


نظرات()       
سه شنبه 27 بهمن 1388  10:30 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته ها ،) توسط: آرش کامران

سلام به همه دوستان گل وبلاگی
با کمی تاخیر ولنتاین و به همه شما تبریک میگم....پیشاپیش سپندار مذگان هم خدمتتون تبریک عرض میکنم
این روز ها میشه حتی با یه شاخه و یه کارت هم به کسی که اندازه دنیا براتون ارزش داره و خیلی دوسش دارین خیلی راحت  بگین که تو عزیز ترینی....
بنظر من این تو این ایام جمله دوست داشتن خیلی راحت تر از قبل بیان میشه..امیدوارم کسی از روی اجبار و احترام ولنتاین و به کسی نگفته باشه و همه از روی عشق و علاقه باشه
خیلی از دوستان و میبینم که میگن ما ایرانی ها باید سپندار مذگان و تبریک بگیم....
منم میگم عشق که روز نمیشناسه....ما هم ولنتاین برامون روز عشقه و هم 29 بهمن که سپندار مذگان باشه
به هر حال باز هم به همه دوستان گلم این روز هارو تبریک میگم..ایشالاه کسایی که هنوز عاشق نشدن یه روزی عاشق شن تا متوجه شن عاشقی با همه سختی ها و مشکلات چه قشنگه.....کسایی هم که هستن خوش به حالشون...
در باره تاریخچه ولنتاین و سپندار مذگان هم چند تا مطلب براتون تو ادامه مطلب گذاشتم.
 


نظرات()       
دوشنبه 7 دی 1388  06:50 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته ها ،) توسط: آرش کامران

سلام به همه دوستان عزیز..امیدوارم حالتون خوب باشه و این ایام مارو هم از دعا خیرتون بی نصیب نذاشته باشین..من که به نوبه خودم دعاتون کردم....عاشورا هم تموم شد..344 روز دیگه مونده به محرم....یک سال باید عمرمون بگذره تا دوباره این ایام بیاد....ما خوشیم به همین چند روز دیگه...عکسایی و که میبینین به وسیله دوستم هامون که با یکی دیگه از دوستام رفته بود خونه فامیلشون تا فیلم بگیره گرفته شده و مربوط به مراسم آتش زدن خیمه ها هست...هر سال ظهر عاشورا چند هزار نفر جلوی هیئت ما جمع میشن تا این مراسم و که به وسیله ما برگزار میشه رو ببینن....
قبل از اینکه برسیم به خیمه ها که هر سال 5 تا بود و امسال به دلیل نا معلومی که تا حالا متوجه نشدم 3 تا شد داشتم زنجیر میزدم....یهو خواننده این شعر و خوند که میگفت یا حسین بن علی تو به میدان میروی ...بحر قران میروی...این شعر و خیلی دوست دارم...بهو اشکم در اومد..سرم و بالا گرفتم دیدم کلی دارن ازم فیلم میگیرن..(ضایع شدیم رفت..!!)..بعد از اون شعر سریع اومدم پیشه خیمه ها تا وسطه جمعیت و خالی کنم..دیدم چند نفر دارن دستبند های سبز بین مردم پخش میکنن..منم بهشون کمک کردم..این دخترا هم که آدم و ول نمیکنن..(آقا یکی به ما میدی؟؟..یکی به من بده...آقا من....به من دو تا بده....هی پشتت و میزنن..سرتو میزنن...دستتو میکشن..اوه اوه )..بالاخره مراسم هم انجام شد تموم شد تا سال دیگه که اگه خدا عمری داد باشیم و برگزارش کنیم....
شام غریبان:دیگه هیچ حالی برای زنجیر زدن نمونده بود...پشتم همه درد میکرد..راه نمی تونستم برم...برای همین هم زنجیر نبردم ... با هامون و فرزین رفتیم...یه ذره طبل زدم..با خودم گفتم آرش تموم شداااا...برا همین زنجیره دوستام و گرفتم و باز هم زدم...هیییی.....چند تا خیابون و که یکیشون  و به دلیل وجود یه بقعه هر شب میریم رفتیم و برگشتیم برای مراسم شام غریبان..4 تا شمع روشن کردم...یکی که برا امام حسین بود..یکی برای خودم..یکی برای اونی که اندازه همه دنیا دوسش دارم و یکی هم برای یکی از دوستام که کلی گفته بود آرش دعام کن...
شب داشتیم بر میگشتیم خونه که شنیدم چند تا خیابون رشت هم شلوغ شد...البته وقتی ما رسیدیم خبری نبود..داشتیم بر میگشتیم خونه دیدیم یکی از خواننده های ما داره توی هیئت مجاور میخونه...ما هم جو گیر شدیم رفتیم اونجا هم زنجیر زدیم...وقتی برگشتم خونه ساعت 1 بود...اومدم خونه شنیدم چند تن از هموطنانمون در روز عشورا شهید شدن....از همین جا به همه خوادشون و ملت بزرگ ایران تسلیت میگم..
شاد..پیروز ..موفق باشین





بقیه عکس ها در ادامه مطلب
 


نظرات()       
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو