چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389  12:31 ق.ظ

سلام..این داستان و امروز توی وبلاگ مسعود میلان خوندم..خیلی خوشم اومد و گفتم براتون کپی کنم 

عاشقه یکیم ولی همه رو دوست دارم

روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق  کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .

بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هرکدام از دانش آموزان پس از اتمام ،برگه های خود را به معلم تحویل داده ، کلاس را ترک کردند .

روز شنبه ، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت ، وسپس ......

بقیه در ادامه مطلب


نظرات()       
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic