چهارشنبه 25 شهریور 1388  12:55 ق.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: آرش کامران

سلام..امروز یه سری اتفاقات خنده دار برام افتاد که براتون تعریف میکنم...فقط تورو خدا نخندین و نگین آرش چقدر هواس پرته....همش تقصیره بی خوابی....

دیشب و که کلا اصلا نخوابیدم...از ساعت 7 شب که از خواب بیدار شدم پشته نت بودم و به کارای انجمن و یه سری دعوا ها رسیدگی میکردم..البته خودمم چند بار دعوام شد...تا جایی که دوستان منو تهدید به اخراج کردند...تنها  حرفشون هم این بود که اگه دوست داری مدیر بمونی باید ساکت باشی...منم تنها جوابم این بود که تا وقتی تو این انجمن هستم برای احقاق حق کاربران اعتراض خواهم کرد...و با پاسخ پس اخراج میشوید روبرو میشدم......دوستان یادشون رفته بود دفعه قبل با بن کردن و اخراج راه به جایی نمیشود برد....آقایون به 6000 عضو انجمن  مینازیدن...ولی نمی دونن که این انجمن 30--40 تا عضو فعال داره...این عدم نا اگاهی و ادعای مدیریتی اقایون منو شگفت زده میکرد.....بالاخره ساعت حدود 7 صبح بود با امیر بکهام و کوروش طبق عادت روزانه کنفرانس گذاشتیم...شوخی کردیم...درباره مسائلی که تا روز های اینده خبرشو بهتون میدم حرف زدیم و . . . . .

بقیه در ادامه مطلب

تصمیم گرفتم که نخوابم تا از امشب به صورت عادی مثه همه ی انسان ها زندگی کنم....(گویا تا الان که جواب نداده)......ساعت 11 با دوستم رفتم بیرون تا مودم ای دی اس ال و اتوماتیک کنیم...(نمیدونم داستانش چی بود..فقط برای اینکه منو دوستم با هم بتونیم از نت استفاده کنیم ولی با سرعت بیشتر نیاز بود..)..که البته از وقتی این کارو کردم نمی دونم چه مرگش شده و هر 30 دقیقه یه بار قطع میشه...بالاخره رفتیم و کاره مودم و انجان دادیم...یهو دیدم بنزین ندارم...گفتم حالا که مسیرمون این طرفه بریم یه حالی به ماشین بدیم و سوپر بزنیم......اینقدر  کارگر پمب بنزینی بد اخلاق بود ...نامرد دعوا داشت باهام.....بهش میگم چرا این جایگاه خرابه...انگار دعوا داره ..میگه خب اینور بزم دیگه ( حالا با دعوا)....زدم...خیلی بد نگاه میکرد ...رفتم سریع پولشو دادم...حالا میگه 100 تومنی داری؟؟؟میگم نه.....سرش و برا من تکون میده...حیف که 1 میزدم 2 تا میخوردم..وگرنه میزدمش....

تورو خدا از اینجا به بعدش و نخندین...خب بی معرفتا خوابم میمود دیگه...نخندین....

هواسم نبود در باک بنزین که رو صندوق عقب بود جا گذاشتم و اصلا در باک و نبستم.....تو راه بودیم دیدم یه چی صدا میخوره...بله..نگاه کردم دیدم در بک بازه و به اصطلاح جا تره و بچه نیست..در باک تو راه افتاده بود..مطمئن بودم تو همون پمب بنزینه..از بس این مرده بد نگاه میکرد دیگه جرات برگشتن هم نداشتم...منم خوابم میاد...اعصابمم هم داغون....کلی به بنزین و بنزین سوپر و مردیکه پمب بنزینی فحش دادم (اونم با دهن روزه)  ..حالا با اون بی حوصلگی رفتم دنباله یه  مغازه بگردم که دره باک داشته باشه....بالاخره پیدا کردم...اومدم خونه...داشتم پیاده میشدم که بابام صدام میزنه میگه ببین داداشت کجاست...زدم شونمو به دره ماشین...کلی واسه اون اعصابم خورد شد ..کلا یه روز آدم حوصله نداره هر چی بد بختی هست رو سر آدم میریزه....اومدم  خونه دیدم دوباره سر انجمن بحث هست...یکی از کاربرا اومد فحش داد اومدم بنش کنم اشتباهی زدم مدیر عاملش کردم.....بعد آقای "ن" اومد، فرزین یکی از دوستام که بهترین دوستمم هست بهش گفت سلام آقای حاکم که منجر به بن شدن فرزین شد.....گرفتم خوابیدم...بیدار شدم ...افطار خوردم...قرار بود بریم شهر بازی...این داداشه منم بیکاره...هر ماهی یه بار هوسه شهر بازی میکنه...بالاخره رفتیم..حالا این فرزین تو راه مغزه منو  میخوره که منو از بن نجات بده...واقعا هم فرزین یکی از قربانیان رفتار ظالمانه و عامرانه مدیران قرار گرفته بود...حالا یه بیانیه هم میدم برا فرزین....

اومدیم خونه....الان هم که نشستم برا شما اتفاقات امروز و مینویسم...

در ضمن اینم بگم فردا آقای مدیر به ما تیکه میندازه میگه شما برو دره باک بنزینتو پیدا کن...مثه دفعه قبل که گفتند ما که مثه شما از انمن موشی پیدا نمیکنیم.....

موفق باشین


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 شهریور 1388
نظرات()   
   
فرزین
چهارشنبه 25 شهریور 1388 02:21 ق.ظ
ارش جون دست درد نکنه که 1 ماه بن شدنه منو کردی 1هفته وگر نه این حاکم اگه دست خودش بوذ بیشتر هم میکرد..............
حاکم زور گوو نمیخوایم نمیخوایم
پاسخ آرش کامران : فرزین جون به زودی اولین بیانیه من برای دفاع از مظلومان انجمن منتشر خواهد شد....دوستان الله اکبر یادشون نره
نستزن
چهارشنبه 25 شهریور 1388 02:11 ق.ظ
تو کلا مشکل داری!!
صبح گند زدی تد اعصابم
حقته!!
پاسخ آرش کامران : خوب کردم..بازم میزنم....به به
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات