شنبه 1 مهر 1391  01:43 ق.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته ها ،) توسط: آرش کامران

همیشه 31 شهریور یادِ آهنگ تابستون کوتاهه "زد بازی" میفتم و معمولا تموم روز زمزمش میکنم
تابستون رفت سرما تنمو افتاده کرد...
متنفرم از ته دل من از اول مهر ...
تابستون کوتاهه..منو تو میتونیم پیشه هم بمونیم . . .

تابستون امسال زیاد برام تابستون نبود...نه مسافرتی..نه گردشی ...
از یه طرف همش درگیر کلاس های کنکور ارشد بودم و از یه طرفم کم و بیش درگیر پروژه های ترم آخر....بقیه وقتمم که خونه بودم و داشتم درس میخوندم...
فقط شبا 2 3 ساعت بیرون میرفتم.....
اما با همه ی اینا تابستون امسال برام با همه ی تابستونا فرق داشت ...دوسش داشتم
ممممم...دلم برا اون بچه های بدبختی که امشب زود خوابیدن تا فردا صبح زود بیدار شن میسوزه.... واقعا بعد از 3 ماه ولگردی صبح ساعت 7 بیدار شدن و رفتن به مدرسه برام بدترین شکنجه بود .... با بدبختی به مامانم التماس میکردم تورو خدا..فقط 5 دقیقه بذار بخوابم .... انگار 50 دقیقه بود .. !!!
یادم باشه یه پست بذارم و خاطرات دبستان و تعریف کنم....

چه زود گذشت . . .



نظرات()   
   
shayesteh
سه شنبه 4 مهر 1391 12:05 ب.ظ
سلام
آره خدایی راست میگی
هرچی فکر میکنم
دلم برای مدرسه تنگ نشده
برای 5 دقیقه هایی ک نذاشتن بخوابیم
برای رفتن تابستون ...



نمی دونم چی بگم

فقط میدونم دلم برای دست نوشته هات تنگ شده بود



کاش واقعا برگای درختا غصه ها رو میبرد ...
پاسخ آرش کامران : یادم باشه بابا شدم جا 5 دقیقه به بچم 50 دقیقه اجازه بدم بخوابه که عقده ای نشه :دی
مرسی ..لطف داری ...

کاااااااااااش ... غصه تموم .. !!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic