دوشنبه 9 اسفند 1389  04:25 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: آرش کامران

زن که باشی
درباره‌ات قضاوت می‌کنند ؛
درباره‌ی لبخندت،
که بی‌ریا نثار هر احمقی کردی!
درباره‌ی زیبایی‌ات،
که دست خودت نبوده و نیست!
درباره‌ی تارهای مویت،
که بی‌خیال از نگاه شک‌آلوده‌ی احمق‌ها،
از روسری بیرون ریخته‌اند!
درباره‌ی روحت، جسمت
درباره‌ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت
قضاوت می‌کنند!
تو نترس و زن بمان،
احمق‌ها همیشه زیادند.
نترس از تهمت دیوانه‌های شهر،
که اگر بترسی
رفته رفته
زنِ مردنما می‌شوی ...

نوشته نا شناس !


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
amir
جمعه 13 اسفند 1389 05:33 ب.ظ
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای
خوشبختی خودت دعا کنی؟
پاسخ آرش کامران : merC amir jan
kheilii ghashang bud
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic