تبلیغات
مینویسم واسه دله خودم . . . - در پی آزادی
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389  01:55 ق.ظ
نوع مطلب: (خاطرات ،) توسط: آرش کامران

سلام. امیدوارم حالتون به خوبی حال من یا بیشتر باشه ان شا لله...
5 شنبه غروب بود که منو محمد دوستم قرارمون و با دیگر دوستان کنسل کردیم  تا آخر هفته رو از رشت بیرون بزنیم..ولی نه مثل همیشه....اینبار 365 کیلومتر دور تر از رشت و در تهران گشتیم....
پرسپولیس،صبای قم....ساعت 19 ورزشگاه آزادی
از طرفی که ما خیلی بچه های درس خونی هستیم قرار بر این شد تا اول کلاس کنکور و بریم و بعد از اون ساعت 2 حرکت کنیم که با حساب تخیلی محمد ما باید 5/30 تهران بودیم که البته با افتتاح اتوبان رشت قزوین به وسیله دولت کریمه و خدمتگذار!!! بعد از چندین سال زمان 5/5 ساعته به 4 ساعت تقلیل یافت
قرار بر این شد تا داداشم هم باهامون بیاد.....اولین تجربش آزادی بود..ما که از 12 سالگی شهید عضدی رفته بودیم توی 20 سالگی به آزادی رسیدیم....با این حساب آخر و عاقبت اشکان آلیانز آرنا میشه!!!!!!
عرض میکردم....ساعت 2 بود که از رشت راه افتادیم و در مقطعی از راه با نامردی پلیس محترم و جاگیری در قسمت سر پایینی راه سرعت 127.5 km/h مارو گرفتن و 20 تومن ناقابل به ما ضرر زدن...
با مواجه شدن به ترافیک اتوبان کرج تهران ساعت 6.35 بهآزادی رسیدیم ( ولی این آزادی کجا و اون آزادی کجا!!!)
قسمت زیرین ورزشگاه که پر شد بود و ما به ناچار به طبقه دوم عزیمت کردیم....
وقتی وارد تهران شدم یه جورایی دلم از خیلی چیزا گرفت......نمیتونم.........

بقیه در ادامه مطلب




 همه چیز و  خیلی راحت بنویسم....وقتی رفته بودم به حاشیه طبقه دوم و داشتم با تلفن صحبت میکردم و به شهر که روبروی من بود نگاه میکردم بیشتر از قبل دلم میگرفت....شهری که بدون یه آدم اصلا  برام جذابیتی نداشت!!!!(بگذریم)
بازی قشنگی نبود ولی ارزش زنده تر دیدنشو داشت.....وقتی برق قطع شد منظره خیلی قشنگی برای تماشا گران به وجود اومده بود....آخر بازی هم که همه دیدید چه باد و بارونی بود...
فقط به این فکر میکردیم با وجود این سختی و این هیجان اگر میباخت باید چی کار میکردیم....بعد از بردن بر خلاف همه جای دنیا همه فرار میکردن...تو گویی سوت پایان مصداق شلیک گلوله شروع دو میدانی رو داشت و همه با قدرت پا به فرار میذاشتن...
یه چیزی هم بگم بینه خودمون بمونه و اونم اینکه...اصلا حمل بر خود ستایی نشه ولی وقتی دیدم اشکان ( برادرم) سردشه لباسم  و  در آوردم و دادم بهش و خودم با یه آستین کوتاه توی اون سوز و سرما راه میرفتم.....
البته شما فکر نکنین که من به همه فامیل و دوستان و آشنا این جریان و تعریف کردم و خواستم خودمو با ریز علی خاجوی  ( دهقان فداکار ) یا پترس مقایسه کنم
شب هم که با اصرار پرهام پسر خالم رفتیم خونشون ..البته اول قرار بود ساعت 2--3 راه بیفتیم  که با یه حرکت خالم من پشیمون شدم و به ساعت 7 رضایت دادم.
تا یادم نرفته بگم که تا ساعت 4 صبح حرف زدیم و بعد از اون با خر و پف های دوسته عزیزم که انگار داشته جان به جان آفرین تسلیم میکرده تقریبا دیوونه شدم و چندین بار با بالش کوبیدم توی سرش و چند تا فحش نثارش کردم تا شاید درست بشه که اصلا انگار نه انگار
ساعت 8/5 راه افتادیم و ساعت 9/40 از تهران خارج شدیم
آهان ..داشت یادم میرفت....توی راه وقتی از یه روزنامه فروش اتوبان کرج و پرسیدیم با یه حسرته خاصی گفت دارین میرین شمال؟؟گفتیم بله..دوباره با یه حسرت و گریه و اه و سوزی گفت ..برین خوش باشین...
خیلی دلم سوخت...
شاید بنده خدا یه عشقی چیزی توی این شمال داشته که بخاطرش وقتی اسمه شمال و میشنوه اینجوری میشه:D:D:D
ساعت 1/5 هم رسیدیم رشت
تا پست بعدی شاد پیرو سلامت باشید


نظرات()   
   
How do you treat a sore Achilles tendon?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 03:55 ق.ظ
Hi there, just became alert to your blog through Google,
and found that it's truly informative. I am gonna watch out for brussels.
I will be grateful if you continue this in future.

Many people will be benefited from your writing. Cheers!
Foot Pain
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:37 ب.ظ
I appreciate, lead to I discovered exactly what I was
looking for. You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have
a great day. Bye
How do you get Achilles tendonitis?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:28 ب.ظ
This text is priceless. Where can I find out more?
momentousradio527.exteen.com
جمعه 13 مرداد 1396 06:15 ق.ظ
I used to be suggested this website by means of my cousin. I'm now not sure
whether this publish is written by way of him as
no one else recognise such distinct about my difficulty.
You are wonderful! Thanks!
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:18 ب.ظ
Excellent blog you have here.. It's hard to find
high-quality writing like yours these days. I
honestly appreciate individuals like you! Take care!!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:10 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've visited this web site before but after
browsing through some of the articles I realized it's new to me.
Anyways, I'm certainly happy I came across it and I'll be bookmarking it and checking back frequently!
آمیتیس
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 03:38 ب.ظ
http://www1.istockphoto.com/file_thumbview_approve/2922910/2/istockphoto_2922910_girl_with_different_coloured_flowers.jpg


باران
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 12:10 ب.ظ
سلام

خوبی؟چه خبرا؟

راستی یه سوال خصوصی:با اجازت
حس میکنم همیشه ناراحتی-دلت گرفته-حرفات رنگ بوی غم میده

عاشق بودی؟؟؟؟؟؟؟

حتما خیلی دوسش داشتی که اینطوری هستی

شایدم من اشتباه برداشت کردم نمیدونم

به هر حال امیدوارم همیشه شاد موفق باشی
پاسخ آرش کامران : سلام عزیزم
مرسی..
عاشق بودم و هستم
خیلی خیلی هم دوسش دارم
نه..اشتباه نمیکنی..
ولی فعلا که حالم یه ذره بهتره
مرسی..امیدوارم تو هم همیشه شاد باشی
مونا حقی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 01:40 ب.ظ
سلام . موضوع جالبی بود .
آفرین به این می گن یه برادر خوووووووووووب .
موفق باشی .
پاسخ آرش کامران : مرسی مونا جان..دیگه چی کار کنیم دیگه
گفتم پترس میتوه من نمیتونم:D:D:
ستاره
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 07:56 ق.ظ
خوب در مورد .. اپت.. در مورد .. جریان .. رفتن .. به ..ورزشگاه..واتفاقاتی كه پیش اومده.. خوب .. بود.من كلا .. علاقه ای به ..فوتبال و این ..چیزها ..ندارم..ولی زیبا مینویسی... ممنون كه خبرم .كردی.. دبروز اومدم.. هركاری كردم.. وبت ..باز نشد.. ارش من.. هروقت.. وبتو باز میكنم.. تمام ..صفحه های منو خراب ..میكنه.. چراشو نمیدونم...اما.. برام.. عزیزی.. اینو گفتم.. بدونی .. كه ..مشكلی .. داره.. راستی ..ادرس ..وب ..مهدی ..با لیلا.. رونداری.. ... من. بامهدی ..كار دارم.. جواب ..مسیجهاشم.. نمیده.. نگرانشم....اگر .ادرس شو داری برام.. بفرست... مرسی
پاسخ آرش کامران : مرسی عزیزم
لطف داری
نمیدونم چشه
zahra
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389 12:26 ق.ظ
salamm
khobi
???
khatereye jalebii bood
پاسخ آرش کامران : merC azizam
sara
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 11:23 ب.ظ
salam ag arsh man sayte shomaro az yahsar italiyaye gereftam az dostye khobm too dars man too rasht hastam va vakoli soval darm omidvram betoned komkm koned man parsal ke tehran bodam ta 5 abn italiyaye madrese raftm vali aln bekhter moshkli omadem rasht va ntonestam kamel bekhonm bachehaye rasht sepedrh khnom va amozshgae parvazo peshnahd dadan am ingdar binz hastan na ostad malom hast na kelas sartono dard nyram khstam bedonm ostde dige ro mishnasin behm begen man beram kelas ya byd beram tehran kelasmer30
پاسخ آرش کامران : سلام عزیزم
راستشو بخوای منم تصمیم دارم که برم...
و منتظرم تا 7 مرداد کنکورم و بدم بعد تصمیم بگیرم
پسره استادمون که خودش چندین سال هم ایتلیا بوده و همسرش گویا ایتالیایی تازه برگشته و کلاس خصوصی میذاره
دوست داشتین شمارشو بهتون میدم...یا اگه خواستین با هم میشه بریم تا یه جورایی هزینمون کمتر بشه....
ld man ham arash_hacker_s hast
دوست داشتی میتونی توی یاهو حرف بزنیم..
موفق باشی عزیز

الان داشتم صحب های سپیده خانوم هم میخوندم..نمیدونم...شاید ایشون هم خوب باشن...حالا تصمیم با خودته
منم شاید رفتم اینجا....نمیدونم ...یه جورایی سر در گمم....
حتی برای رفتن هم تصمیم قطعی نگرفتم
حاتم
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 08:00 ب.ظ
جالب بود
راستی داداش همچین وقتایی به درد میخوره
منم تجربه آزدادی رو ندارم
انشالله روزی لیاد که منم بتونم برم
خوش باشی
پاسخ آرش کامران : مرسی عزیزم..
بله دیگه...اونم دادشه ایثارگری مثه من
ایشالا عزیزم
واقعا لذت دیدنه بازی از اونجا خیلی بیشتره
hassan
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 03:59 ب.ظ
بابا پترس فداکار :d
خاطره زیبایی بود این ساعت نوشتنات منو کشته ......
منم بازی استیل اذین --- استقلال رفتم ازادی .بازی رفت . بازی روز قدس بود .
دیگه اگه برات توضیح بدم باید به جای فیلترینگ بگیم ارشینگ. عکس هاش هم هست .
اره دیگه نباید خوش بگذره ... بالاخره اون نبوده ... به امید پروردگار تابستون میبینیش .

مدارکش هم موجوده .......(ولی این دفعه واقعا موجوده )
پاسخ آرش کامران : مرسی
ایشالا
پترس فداکار و خوب اومدی البته من راضی نیستم:D
پدرام
دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 01:14 ب.ظ
خاطره ی جالبی بود من که تا حالا تجربه ی آزادی را نداشتم کاش بیشتر از حس و حالت حین بازی میگفتی و از حواشی ندیدنی بازی میگفتی به هر حال نوشتنه این خاطره فکر خوبی بود.
پاسخ آرش کامران : مرسی پدرام جان
بازی که خیلی حاشیه نداشت
ولی فکر کردم شاید از حوصله خواننده خارج باشه
موفق باشی عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر