تبلیغات
مینویسم واسه دله خودم . . . - سالی که گذشت (قسمت دوم)
دوشنبه 24 اسفند 1388  12:17 ق.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته ها ،) توسط: آرش کامران

سلام..امیدوارم حالتون خوب خوب باشه
چند روز مونده تا سال 88 با همه بدی ها و خوبی هاش تموم شه
توی قسمت قبل 3 ماه اول سال و گفتم براتون...خیلی حرفای دیگه هم مونده بود و نشد بگم چون ما آزاد ترینیم
امسال برای من با همه سال های زندگیم فرق داشت..امسال سال عشق بود....سالی بود خیلی داغون شدم....واقعا وقتی به روز های تلخ گذشته و حال فکر میکنم نمیدونم چی باید بگم....ولی این تلخی  ها شیرینی هم داشت...یه وقتایی میگم یادش بخیر..چقدر صبر کردم..چقدر انتظار کشیدم..ولی با همه اینا خوب جواب گرفتم..خیلی خوب...از خوب هم اونور تر.....متاسفم فقط.....حتی اگه بدترین هم بودم باز هم مستحق این رفتار ها نبودم....بگذریم...دختر دیگه.(ببخشید )..ولی دخترا تا جایی که من دیدیم همینن......البته منکر دوست داشتنی بودنشون هم نمیشم(البته برای هر کی فقط یکی)
عرض  میکردم خدمتتون..عشقی که از اوایل مرداد نه به صورت جدی شروع شد..23 مرداد..شنبه بود....شنبه..همون شنبه ای که همه دوستام...همون شنبه ای که این هفته شد 30امی...همون شنبه ای که آرش و دیوونه کرد.....همون شنبه ای که رفتار آرش و در مقایسه با سال پیش 180 درجه تغییر داد..همون دیدنی که فقط 1 ساعت بود....همون روزی که فقط برای من مهم بود و هست..همون روزی که هر هفته وقتی شنبه ساعت 7 میشه جلوی چشامه...23 مرداد که شد که من دیگه . . . .
بقوله چاوشی که میگه: چی بگم از کجا بگم..دردمو با کیا بگم..بهتره که دم نزنم..حرفی از عشقم نزنم..از عشقی که گم شد و رفت..عاشق مردم شد و رفت...عشقی که بی فروغ نبود..برای من دروغ نبود
و جایی که مجید خراطها میخونه..چقدر آسون شدیم با هم غریبه
و من خطاب بهش از یه آهنگ میگم....هر بلایی سرم اومد..همه زجری که کشیدم...همه رو به جون خریدم..ولی از تو نبریدم..
درک میکنم چقدر دوستامو اذیت کردم..درک میکنم چقدر با رفتار هام باعث آزارشون شدم....یکیشون و که واقعا دیوونه کردم...درسته خواهر ندارم....ولی یه دوستی دارم که اندازه خواهر نداشتم دوسش دارم....
اگه یه روزی وبلاگم و خوند ازش از همین جا برای چندمین بار معذرت میخوام..ببشخید نسی!!!!!
نمی دونستم عاشق و نیمشه عاشق کرد....نا امید نیستم و نمیشم....تا روزی که این جرات و داشه باشه و بگه آرش ول کن دیگه نا امید نمیشم....
نوشتم تا اگه همه چی تموم شد این پست ها رو بخونم و یاده این روز های بسیار تلخ و اندک شیرین بیفتم...
سرتون و درد آوردم..ببخشید
موفق باشید





  • آخرین ویرایش:دوشنبه 24 اسفند 1388
نظرات()   
   
Do you get taller when you stretch?
پنجشنبه 2 شهریور 1396 12:14 ب.ظ
Hi, its good post regarding media print, we all be aware of media is a great source of data.
cherrybartlett.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 06:02 ق.ظ
Truly no matter if someone doesn't understand
then its up to other visitors that they will help, so
here it happens.
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:26 ب.ظ
I just couldn't depart your site before suggesting that I really enjoyed the usual info an individual provide on your visitors?
Is gonna be again ceaselessly to investigate cross-check new posts
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:12 ق.ظ
I want to to thank you for this good read!! I certainly enjoyed every bit of
it. I have you bookmarked to look at new stuff you post…
farzane star
سه شنبه 25 اسفند 1388 11:01 ب.ظ
تو محشری پسر
امیدوارم اون آدم لایق عشق پاک تو باشه
پیشاپیش عیدت مبارک
پاسخ آرش کامران : مرسی عزیزم
لطف داری فرزانه جون
عیده تو هم مبارک
ღ•*•ღ سارا شیطونکღ•*•ღ
سه شنبه 25 اسفند 1388 01:10 ق.ظ
سلام ارش جان.خوبی؟؟؟
مرسی که اومدی وبم.فقط تویی که نظر می دی بقیه بی معرفتنمرسییییییی
پیشاپیش عیدت مبارک دوست خوبمممم...
مونا حقی
دوشنبه 24 اسفند 1388 07:46 ب.ظ
نه درست درست درست گفتم
ولی حالا بذار اینو هم بگم قبلا که جواب می دادی خیلی مهربون بودی ولی حالا دیگه لحنت تغییر کرده و آدم و ناراحت می کنی و انگار حال و حوصله نداری
البته جوابات اینو می گه
موفق باشی
باز ببخشید ببخشید ببخشید
پاسخ آرش کامران : نه عزیزم
بخدا اینقدر خستم..باور کن...
معمولا شبا 1--2 ساعت میشینم اونم با کلی خستگی
خب گفتی ترسناکی..چی بگم؟؟؟
به هر حال ببخشید اگه ناراحت شدی....
موفق باشی
دوشنبه 24 اسفند 1388 07:30 ب.ظ
مستر ... پیام خصوصی داری ....
مونا حقی
دوشنبه 24 اسفند 1388 07:03 ب.ظ
عکس بالا رو می گما
چرا حالا مثل بچه ها ناراحت می شی ؟
ببخشید حالا اومدی کردی کار دیگه
پاسخ آرش کامران : خب منم همون و میگم دیگه
ناراحت نشدم که
تشکر کردم عزیزم از بابت لطفی که داشتی
مگه خودت فکر میکنی بد گفتی؟؟؟
خودمم متوجه شدم عکسش مناسب نیست عوضش کردم
بعدا همه رو میذارم توی یه پست
مونا حقی
دوشنبه 24 اسفند 1388 03:18 ب.ظ
مونا حقی
دوشنبه 24 اسفند 1388 03:18 ب.ظ
سلام
وای چه قیافه ی ترسناکی
پاسخ آرش کامران : خوشگل نیستم
ولی این عکس اینجا بد نشون میده
ولی کلا مرسی از این ترسناکت!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر