تبلیغات
مینویسم واسه دله خودم . . . - یک روز سرد ولی پر از گرمی
جمعه 30 بهمن 1388  10:50 ب.ظ
نوع مطلب: (خاطرات ،) توسط: آرش کامران

سلام...امیدوارم حال تو که الان داری اینو میخونی خوب خوب باشه.....
از دیروز که توی کتابخونه بودیم با سعید یکی از دوستام (یعنی دوسته صمیمی دوسته صمیمی من که از تولد دوسته دوسته صمیمی من باهاش دوست شدم) قرار گذاشتیم تا جمعه از شهر بزنیم بیرون..یا طبیعت یا دریا...بالاخره جمعه رسید و طبق قرار قبلی سعید رفت دنبال بساط غذا....من هم که کلاس داشتم قرار شد ساعت 2.5 از اینجا راه بیفتیم...
هامون (دوستم) هم که کارش معلوم نبود میاد یا نه و خدا کنه که مشکلش درس بود و چیزه  دیگه ای نبود ،گفت نمیام...من موندم و  فرزین وسعید و سامان.....
بعد از نهار قصد سفر نمودیم....طبق معمول این فرزین کلی وقتمون و گرفت تا حاضر شه و بیاد...سرتون و درد نیارم..تا ما از این رشت بریم بیرون ساعت شد 4.30.....قرار بر این شد تا بریم انزلی...هوا هم که میرفت تا هر چی بارون داره به سره مبارک ما بریزه....
رفتیم کنار ساحل و چادر زدیم.....هوا سرد بود در حد بنز.....با همه مشکلات لباسی عوض کردیم تا پس از مدت ها فوتبال کنیم......گل اول آرش..گل دوم آرش..گل سوم (یادم نیست....سعید و فرزین هم 2 تا گل زدن تا ایکه یه پرشیا نامرد توپه عزیزمون و ترکوند و ما موندیم و لاشه توپ!!!!!
اومدیم کنار چادر تا آتیش روشن کنیم که با سگ مواجه شدیم..البته سگه نازنینی بود...از طرفی منم عاشقه سگ...کلی نازش دادم...حالا مگه زبون میفهمه..هر چی بهش میگم برو عزیزم..برو دیگه ....نمیره....آخرش هم با داده دوستم ترسید و فرار کرد.در همین اوصاف بودیم که هوا شروع کرد به باریدن..حالا نبار کی ببار....ما هم مجبور شدیم سریع وسایل و جمع کینم بریم توی یکی از آلاچیق ها.....
صاحب اون محل هم کلی به ما لطف کرد و برامون آتیش آورد تا خودمون و گرم کنیم....همه چیز ردیف بود و جای هامون خالی ....بالاخره با همون آتیش تونستیم غذا رو آماده کنیم....
هر چقدر بارون زیاد میشد ساحل هم از وجود انسان خالی تر میشد و هوا هم تاریک تر....در همین حال بود که برق رفت و . .. . .
بقیه در ادامه مطلب

شده بود شبیه فیلم های ترسناک..یاده فیلم خانه مومی افتادم که چند نفر توی چادر بودن و یکی اومد و کشتشون....منم خداییش ترسیده بودم...گفتم فرق ما با اونایی که توی صفحه حوادث مینویسن چیه؟؟؟شما فکر کنین 4 تا جوون....توی یه جای سر پوشیده و  تاریک که جز صدای دریا  و زوزه باد هیچ صدایی نمیاد.....بالاخره با کلی نذر و نیار جناب برقهم تشریف آوردن...بعد از پرس اول رفتیم سراغ پرس دوم..ولی اونقدر زیاد بود که نتونستیم همشو بخوریم...سعید هم با اون شکمه گندش گفت اشکال نداره...بذارین من میخورم..جالب اینجاست بعد از 5--6 سیخ اضافه باز هم گفت سیر نشدم!!!!!
ساعت حدود 9 بود که قصد برگشت کردیم....کنار ساحل میومدیم که دیدیم کسی نیست و ما هم از فرصت استفاده کردیم و همچین ییهو فتوای رقصیدن اومد..بخدا چیزی نخورده بودیم...بچه ها نخورده مستن دیگه!!!!پیاده شدیم و آهنگ و تا جایی که میشد بردیم بالا و حالا نرقص کی برقص!!!!!
عکس یادگاریمونم گرفتیم . پس از کلی تلاش راه خروج از اون ساحل خالی از سکنه رو پیدا کردیم و ساعت 10 رسیدیم خونه ..
گفتم تا یادم نرفته گردش امروز و که علی رغم سردی هوا محفله گرمی شده بود و براتون تعریف کنم...
قرار شد هر 2 هفته یه بار چنین برنامه هایی بذاریم ..جاتون خالی...خیلی خوش گذشت....
تا پست بعدی شاد پیروز و سربلند باشن
اوه داشت یادم میرفت
توی راه برگشت به آهنگه بار دبستانی من بر خوردیم...یاده روز های امید افتادیم....امیدی که هممون داشتیم تا ایران آباد میکنیم..ولی نگران نباشید...ایشالاه دست در دست هم به مهر ..میهن خویش کنیم آباد...
ولی تا اون روزی که دست در دسته هم بذاریم راه سختی و در پیش داریم
حالا تا پسته بعدی شاد  پیروز و سربلند باشین


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 4 اسفند 1388
نظرات()   
   
What makes you grow taller during puberty?
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:36 ق.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up and let
you know a few of the pictures aren't loading properly.

I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two
different web browsers and both show the same results.
Foot Pain
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:01 ب.ظ
I've been surfing on-line greater than 3 hours lately, but
I never discovered any fascinating article like yours.
It's lovely price enough for me. In my view, if all site owners and bloggers made excellent content material as you did, the net will probably be a
lot more useful than ever before.
http://emiliekristek.hatenablog.com/
جمعه 13 مرداد 1396 07:08 ق.ظ
Amazing things here. I am very satisfied to peer your
post. Thanks so much and I am taking a look ahead to contact you.
Will you please drop me a e-mail?
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 06:38 ب.ظ
It's nearly impossible to find experienced people in this
particular subject, however, you seem like you know what you're talking about!

Thanks
farzaneh star
یکشنبه 9 اسفند 1388 11:13 ب.ظ
بابا دریا ،تفریحات
مارم ببر
نبینم از بارون جونم بد بگیا
پاسخ آرش کامران : سلام ..کجایی کلی دلم برات تنگ شد
چشم..شما تشریف بیار حتما میبریمتون
ولی با وجود بارون کلی حال داد
zahra
سه شنبه 4 اسفند 1388 01:11 ق.ظ
سلام
خوبی ... ؟
آپم وقت کردی بیا
لیلا
یکشنبه 2 اسفند 1388 06:02 ب.ظ
خوب میری واسه خودت عشق و حال می کنی ما رو نمی بریا...!
خوش بحالتون دریا دارین... ما حوضم نداریم چه برسه به دریا...
عوضش ما دلمون دریاییه...
آرش خب من دلم بدجوری گرفته...
گاهی غرور آدما چه کارایی که نمی کنه... کارایی مثه شکستن دل نزدیک ترین دوستشون...
ایکاش آدما به جای اینکه گُنده بشند, بزرگ می شدند. بزرگ به معنای واقعی...
می دونی من به این جور آدما میگم کوچولوهای دو ایکس لارج !
چرا نوشته هاتو توی ادامه مطلب میذاری؟؟؟
سبز باشی و دریایی...
تا همیشه
بیا از اون ورا گذری
زهرا
شنبه 1 اسفند 1388 09:35 ب.ظ
خوب دفعه ی دیگه منم میام
شوخی کردم جدی نگیری
انشاالله همیشه شاد و خوشحال باشی
فعلا
زهرا
شنبه 1 اسفند 1388 09:21 ب.ظ
سلام

خوبی؟

بابت تاخیر ازت معذرت می خوام.

پس حسابی حال کردین؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ آرش کامران : آره ..خیلی خوب بود
مهسا(*negar*)
شنبه 1 اسفند 1388 03:10 ب.ظ
مهسا(*negar*)
شنبه 1 اسفند 1388 03:06 ب.ظ
سلام م م م م م.چطوری؟؟؟؟؟
به به....منم یه چند بار این تفریحارو تجربه کردم .خیلی می چسبه.(البته ما چشمه اعلی و دماوند وچشمه آبعلی میریم اکثرا)
فعلا خدافظظظظظظظظظظظظظ
پاسخ آرش کامران : به پای طبیعت ما که نمیرسه
ولی کلا با دوستان هر جا باشی کلی حال میده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر