تبلیغات
مینویسم واسه دله خودم . . . - اربعین امام حسین(ع) و . . .
پنجشنبه 15 بهمن 1388  10:50 ب.ظ
نوع مطلب: (دست نوشته ها ،) توسط: آرش کامران

سلام به همه دوستان گل وبلاگی..امیدوارم حالتون خوب باشه
بالاخره اربعین امام حسین و دیگر شهدا راه آزادی رسید..
این ایام و به همه عاشقان امام حسین که قطعا عاشقان آزادی و آزادگی هم هستند تسلیت عرض میکنم
از طرفی به خانواده های داغدار این روز ها هم تسلیت میگم
امیدوارم خدا بهشون هموچون زینب کبری صبر عطا کنه تا با مشکلات و ظلم ها بتونن کنار بیان
به فرموده امام علی (ع) به ظالمان: بترسید از مظلومانی که پناهی جز خدا ندارند
و جا داره به این حدیث معروف از سلطان عشق  اشاره کنم که فرمودند:دین نداری ولی آزاده باش
امام حسین بر علیه یزیدی که حکومتی با نام  اسلام بنا کرده بود و اسلام به روش خودش میخواست  اجرا کنه قیام کرد..
خیلی ها که امروز امام حسین و دوست دارن و دم از حسینی بودن میزنن میگن اگه اون روزا بودیم به حسین فاطمه کمک میکردیم و . . . .
ولی از رفتار هاشون پیداست که اونا هم یا تو سپاه یزید بودن و یا همچون کوفیانی که در مقابل ظلم سکوت کردند بودند
به هر حال...منم فکر کنم از دسته کوفیان بودم!!!!! از امام حسین خجالت میکشم...دوست داشتنه حسین زهرا  فقط مستیه سینه زنی هاش و مشکی پوشیدن براش نیست
امام حسین نه این پیرهن و شال سیاه مارو میخواد و نه این عزاداری ها و نه این ریش و نه .....اون فقط ادامه دادنه راهشو میخواد و بس
تو یه وبلاگی میخوندم که میگفت: امام حسین پیش از اینکه تشنه آب باشه تشنه لببیک بود.....
به هر حال..امیدوارم یه روزی هممون از هر دین و مسلکی که هستیم حسینی  و نه به معنی دین حسینی بلکه به معنی راه حسینی بشیم
موفق باشید

پ.ن:حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود

افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادندو بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

"دکتر شریعتی"

از وبلاگ ناتائیل

پ.ن2: به دلیل خستگی نشد امروز برم و در مراسم اربعین شرکت کنم...داشتیم شب با دوستان میرفتیم بیرون که دیدیم از یه خیابون داره یه دسته میاد...صدا آشنا...شعر آشنا...ترکیب و . .  همه چیز هم آشنا بود..فهمیدم هیئت خودمونه..تا هامون و فرزین حاضر شن و بیان من هم سریع از فرصت استفاده کردم و رفتم تا برسم به دسته و بتونم حداقل عزاداری و بکنم..بالاخره برف هم داشت میومد..من هم لباس زیادی نپوشیده بودم..کاپشن و شال و در آوردم و زنجیر یکی از دوستام گرفتم  500 متری تا سره خیابون ما زتجیر زدم...واقعا حال داد...هیچوقت اون 10 دقیقه زنجیر زدن و با اون شعری که من خیلی دوست داشتم و یادم نمیره

بالاخره وقتی رسیدم با داد فرزین مواجه شدم که معلومه تو کجایی..حالا هوا هم خیلی سرد..منم یادم رفته بود به سینا زنگ بزنم تا حاضر شه....نشستیم تو ماشین و آقا هم تشریف آورد و رفتیم 2 تا دیگه از دوستامون و که اولش قرار بود یکی باشه و سوار کردیم و . . . . . . .جاتون خالی..خیلی خوش گذشت




  • آخرین ویرایش:جمعه 16 بهمن 1388
نظرات()   
   
foot complaints
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:26 ب.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News.

Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!

Thanks
http://priscilladaigre.hatenablog.com/
جمعه 13 مرداد 1396 06:03 ق.ظ
Wonderful goods from you, man. I have understand
your stuff previous to and you're just extremely wonderful.
I actually like what you have acquired here, really like what
you are stating and the way in which you say it. You make it entertaining and
you still take care of to keep it sensible. I cant wait to read far more from you.
This is really a tremendous website.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 11:30 ق.ظ
I seriously love your blog.. Very nice colors & theme.
Did you make this website yourself? Please reply
back as I'm wanting to create my own personal site and would love to find out where you got this from or
what the theme is called. Cheers!
حمید
یکشنبه 18 بهمن 1388 12:57 ق.ظ
سلام خوبید هدف باز بینی افکار و اعتقادات دینیمان است بیاید تا با هم دوباره طزحی نو در اندازیم منتظر قدومتان در حجره درویشیم هستم یا مهدی
مهسا
شنبه 17 بهمن 1388 11:24 ب.ظ
سلام.خیلی زیبا بود.
natanaiel
شنبه 17 بهمن 1388 12:13 ق.ظ
khosh b halet man k hija naraftam emruz koli delam gereft k chera naraftaaaaaaaaaaaaaaaam
natanaiel
جمعه 16 بهمن 1388 07:30 ب.ظ

mer30 az pishnahadet arash ,in dafe k gozasht ishala az dafehaye bad emal mishe
p.n esho nega!baba ma shukhi kardim niaz nabud b khoda
zogh marg mishaviiiiiiiiiiiim
natanaiel
جمعه 16 بهمن 1388 06:13 ب.ظ
baram adade comentam mohem nis faghat nemidunam chera comentaye bazi postaro baz nemizaram ye hese dige
natanaiel
جمعه 16 بهمن 1388 05:48 ب.ظ
hey haji!!!yekam yavashtar injuri k nemishe umadi gofti farar kardiiiiiiiiiiiiiiiii

takhasosi bi takhasosi bebinam ki mikhad chizi bege
natanaiel
جمعه 16 بهمن 1388 04:12 ب.ظ
un kuchuleye samte chap manam o u am un meshkie samte rast!!!ta u bashi nagi man raftam bala!neveshteham abian na defid bache!ba explorer bia meshkian
aaaaaaay arash un webe manzuret webe man bud dige are?baz k aval nashodam k in che vazie
فرزانه
جمعه 16 بهمن 1388 05:43 ق.ظ
انچه ما اموختیم از مکتب سرخ حسین
هیچ دانشجو فرا نگرفت از استاد ها
به امید آزادی وعدالت
به چکاوک سر بزنه خوشحال میشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر